محمد حسين مختارى مازندرانى
29
فرهنگ اصطلاحات اصولى ( فارسى )
است ولى مذاهب شيعه ، شافعى و ظاهرى بدان عقيدهاى ندارند ، بلكه دلايلى متقن بر ردّ آن اقامه نمودهاند . استحسان ضرورت عبارت است از عدول از حكم قياس به خاطر وجود ضرورتى كه احساس مىشود . نظير رعايت حجاب كه شرعا امرى است لازم و واجب ولى در عين حال به هنگام ضرورت مىتوان از اين قانون كلّى تخلّف نمود . استحسان قياسى عبارت است از ترجيح قياس خفى بر قياس جلىّ به خاطر اثر مطلوب و بهينهاى كه بر آن مترتب است . براى مثال ، سارقى كه به قطع دست راست محكوم است مجرى از روى خطا دست چپش را قطع كند ؛ در اينجا بنابر قياس جلىّ ، مجرى ضامن بوده و بايستى ديه بپردازد ؛ زيرا چنانچه به جاى دست چپ مثلا بينى او را مىبريد آيا ضمان نداشت ؟ پس در اين صورت نيز ضمان دارد . منتها در اين خصوص چنين اظهار نظر مىكنند كه هرچند دست چپ محكوم ، اشتباها قطع شده ولى دست راست او كه فايدهاش بيش از دست چپ است ، ازاينرو مصلحت اين است كه به قياس جلىّ عمل نكنيم و لذا مجرى ضامن